شب 18هزار و یک شبA Thousand and One Nights
از نگاه مولانا
جلالالدین محمد بلخی | شاعر و عارف ایرانی
- 2 دقیقه خواندن
جلالالدین محمد بلخی | شاعر و عارف ایرانی
اگر قرار باشد هرچه بیشتر حقیقت را بفهمید، بیشتر رنج بکشید، باز هم میخواهید بیدار شوید؟
مولانا هشت قرن پیش، پرسشی پیش روی ما گذاشت که هنوز پاسخش آسان نیست: آیا آسودگیِ ناآگاهانه بهتر است یا زندگیِ آگاهانه، حتی اگر با درد همراه باشد؟
او در مثنوی میگوید:
«هر که او بیدارتر، پُردردتر
هر که او آگاهتر، رخزردتر»
این سخن، ستایش رنج نیست. مولانا نمیگوید باید اندوه را جستوجو کنیم. میگوید چشمِ باز، چیزهایی میبیند که چشمِ بسته از آنها آسوده است: گذشت عمر، ناپایداریِ داشتهها، خطاهای خودمان و رنجِ دیگران. کسی که اینها را میبیند، دیگر نمیتواند درست مانند گذشته زندگی کند.
اما اگر بیداری فقط درد میآورد، چرا ارزشمند است؟
برای مولانا، درد میتواند نشانهٔ آغازِ جستوجو باشد؛ لحظهای که انسان درمییابد آنچه سالها تمام زندگی میپنداشته، همهٔ زندگی نبوده است. شاید به نام و اعتبارش دل بسته، شاید از ترسِ تنها ماندن حقیقت را پنهان کرده، شاید چنان سرگرم رسیدن شده که فراموش کرده بپرسد به کجا میرود.
در نگاه او، انسان موجودی تمامشده نیست. حتی جهانی که در آن زندگی میکند، ساکن و ثابت نیست. در مثنوی میخوانیم:
«هر نفس نو میشود دنیا و ما
بیخبر از نو شدن اندر بقا»
مولانا عمر را به جوی آب مانند میکند. از دور، همان رود را میبینیم؛ اما آبی که اکنون میگذرد، آب لحظهٔ پیش نیست. ما نیز تغییر میکنیم، حتی وقتی خیال میکنیم همان آدم دیروزیم.
پس پرسش مهم این نیست که چند سال زنده ماندهایم. این است که در این سالها چه چیزی در ما دگرگون شده است. آیا از خودخواهی چیزی کاستهایم؟ آیا توانستهایم کسی را ورای سود و زیانِ خود دوست بداریم؟ آیا حقیقت را، وقتی به زیان ما بوده، پذیرفتهایم؟
در این نگاه، بیداری پایان آرامش نیست؛ آغاز مسئولیت است. دانستن، هنگامی معنا مییابد که در رفتار ما اثر بگذارد، نه فقط در حرفهایمان.
مولانا این دگرگونی را از عشق و رهایی از منیت جدا نمیبیند. عشق در جهان او فقط دلباختگی به انسانی دیگر نیست؛ نیرویی است که حصارِ «من» را میشکند و انسان را به حقیقت الهی نزدیک میکند.
پس زندگی چیست؟
از نگاه مولانا، زندگیِ حقیقی راهی است از غفلت به بیداری، از خودپرستی به عشق و از ظاهرِ گذرا به حقیقتی ژرفتر؛ فرصتی که در آن انسان فقط پیر نمیشود، بلکه میتواند بالندهتر شود.
و پرسش امشب از شما:
آخرین باری که حقیقتی دردناک را پذیرفتید و پس از آن دیگر همان آدمِ پیشین نبودید، چه زمانی بود؟