Night 4هزار و یک شبA Thousand and One Nights
What Is Life Night 4
نیچه برای زندگی وعده آرامش نمیدهد. او نه از جهانی بیرنج سخن میگوید، نه از خوشبختیای که کسی برای ما تضمین کرده باشد.
- 2 min read
نیچه برای زندگی وعده آرامش نمیدهد. او نه از جهانی بیرنج سخن میگوید، نه از خوشبختیای که کسی برای ما تضمین کرده باشد.
در «حکمت شادان» مینویسد:
«هنوز زندهام، هنوز میاندیشم؛ باید همچنان زنده بمانم، زیرا باید همچنان بیندیشم.»
اما زندهبودن، برای نیچه، تنها عبور از روزها نیست. در «چنین گفت زرتشت» زندگی خود به سخن درمیآید:
«بنگر، من آنم که باید همواره بر خود چیره شوم.»
زندگی، در این تصویر، سکون و رضایت به آنچه هست نیست؛ کشاکشی پایانناپذیر است. نیچه این کشاکش را با «اراده معطوف به قدرت» پیوند میدهد؛ مفهومی که نمیتوان آن را به میل فرمانروایی بر دیگران فروکاست. آفرینش ارزشهای تازه و گذشتن از خویش نیز در افق همین اندیشه قرار میگیرند.
چنین فلسفهای از انسان میخواهد نه تماشاگر، که آفریننده و آزمونگر ارزشهای زندگی خویش باشد.
اما دشوارترین بخش هنوز مانده است:
آیا میتوان زندگی را با همه رنجهایش دوست داشت؟
نیچه در «حکمت شادان» آرزو میکند:
«میخواهم هرچه بیشتر بیاموزم که ضرورتِ چیزها را زیبا ببینم.»
نام این خواستن «عشق به سرنوشت» است. نه فقط تابآوردنِ آنچه گریزناپذیر است، بلکه کوشیدن برای آریگفتن به آن.
آنگاه نیچه ما را در برابر آزمایشی هولناک میگذارد.
تصور کن شبی دیوی در تنهاییات ظاهر شود و بگوید: همین زندگی را باید بیشمار بار دیگر زندگی کنی؛ با همین شادیها، دردها، حسرتها، همین لحظه و حتی کوچکترین جزئیاتش. هیچچیز تغییر نخواهد کرد.
آیا از وحشت بر زمین میافتی و نفرینش میکنی؟
یا روزی میتوانی بگویی:
«تو خدایی و هرگز چیزی خداییتر از این نشنیدهام!»
این پرسشِ «بازگشت جاودان» است؛ اندیشهای که نیچه میپرسد آیا تو را درهم میشکند یا دگرگون میکند.
در «تبارشناسی اخلاق» نیز مینویسد که مشکل انسان تنها رنج نیست؛ بیمعناییِ رنج است.
پس نیچه از ما نمیخواهد چشم بر زخمها ببندیم یا وانمود کنیم زندگی آسان است. او ما را تا مرز پرسشی بیرحمانه میبرد:
اگر هیچ لحظهای از گذشتهات پاک نشود، آیا باز هم این زندگی را خواهی خواست؟
و شاید بتوان از اندیشهاش چنین دریافت:
زندگی فرصتی است برای آفریدن ارزش، فراتر رفتن از خود و رسیدن به جایی که بتوانیم با چشمانی باز، به تمام آنچه زیستهایم «آری» بگوییم.