Night 13هزار و یک شبA Thousand and One Nights
What Is Life Night 13
اگر هیچکس به شما نگفته بود زندگی چیست، از کجا آغاز میکردید؟ از آسمان؟ از تنهایی؟ یا از مرگِ کسی که دوستش دارید؟
- 2 min read
فیلسوف اندلسی
اگر هیچکس به شما نگفته بود زندگی چیست، از کجا آغاز میکردید؟ از آسمان؟ از تنهایی؟ یا از مرگِ کسی که دوستش دارید؟
ابن طفیل، فیلسوف اندلسیِ قرن دوازدهم، برای پاسخ به این پرسش، بهجای نوشتن رسالهای خشک، کودکی را به جزیرهای بیانسان برد. نامش «حی بن یقظان» بود.
آهویی او را بزرگ کرد؛ شیرش داد، پناهش شد و به او آموخت چگونه در جهانی بیکلام زنده بماند. حی زبان آدمیان را نمیدانست، اما صدای گرسنگی و ترس را میشناخت. وقتی آهو کنارش بود، جهان معنایی داشت: بودن با آنکه دوستش داشت.
برای حی، آهو فقط جانوری مهربان نبود؛ نخستین خانه، نخستین امنیت و تنها موجودی بود که به حضورش پاسخ میداد. عشق را تعریف نمیکرد؛ هر روز آن را زندگی میکرد.
تا روزی که آهو بر زمین افتاد و دیگر بلند نشد.
حی انتظار کشید. بدن همان بود؛ چشمها، پاها، قلب. پس چه چیزی رفته بود؟ هیچکس پیشتر کلمهٔ «مرگ» را به او یاد نداده بود. او گمان کرد چیزی در درون آهو آسیب دیده و شاید بتواند نجاتش دهد. بدنش را گشود و به قلب رسید؛ اما آنچه آهو را آهو میکرد، آنجا نبود.
آن روز، حی فقط مادرِ خود را از دست نداد؛ اطمینانِ کودکانهاش به جهان را هم از دست داد.
از آن پس پرسیدن را رها نکرد. آتش را شناخت، حرکت ستارگان را دنبال کرد، در روییدن و پژمردن گیاهان دقیق شد. میخواست بفهمد چرا چیزها پدید میآیند، تغییر میکنند و میمیرند؛ و آیا پشت این همه دگرگونی، حقیقتی پایدار هست؟
ابن طفیل نشان میدهد که حی با مشاهده و استدلال پیش میرود، اما در همانجا متوقف نمیماند. جستوجوی او سرانجام به شناخت مبدأ الهی هستی و تجربهای درونی از پیوند با آن حقیقت میرسد.
سالها بعد، وقتی با انسانها روبهرو میشود، درمییابد دانستنِ یک حقیقت و توانستنِ انتقال آن، دو چیز متفاوتاند. کسی نمیتواند راهی را که باید در جان پیمود، فقط با شنیدن چند جمله طی کند.
شگفتی این داستان آن نیست که کودکی بیمعلم فیلسوف شد؛ این است که دردِ از دست دادن، بهجای پایان دادن به زندگی او، آغازِ پرسشی شد که تمام عمر همراهش ماند.
پس زندگی چیست؟
از نگاه ابن طفیل، زندگی تنها خوردن، رشد کردن و زنده ماندن نیست؛ سفری است از دیدنِ ظاهر جهان به شناخت حقیقت آن، از نیازِ تن به بیداریِ عقل و جان.
و پرسش امشب از شما:
چه اتفاقی در زندگیتان شما را وادار کرد بهجای پذیرفتن پاسخ دیگران، خودتان حقیقت را جستوجو کنید؟