شب 15هزار و یک شبA Thousand and One Nights
از نگاه سیمون دو بووار
اگر قرار باشد تمام عمر برای رسیدن به آرزوهایمان تلاش کنیم، چه زمانی فرصت میکنیم زندگی کنیم؟
- 2 دقیقه خواندن
فیلسوف و نویسندهٔ فرانسوی
اگر قرار باشد تمام عمر برای رسیدن به آرزوهایمان تلاش کنیم، چه زمانی فرصت میکنیم زندگی کنیم؟
روزی پیروس، پادشاهی در یونان باستان، از نقشههای بزرگش برای فتح سرزمینهای تازه سخن میگفت.
کینیاس، مشاور او، پرسید:
بعد از فتح یونان چه خواهی کرد؟
پادشاه گفت: آفریقا را فتح میکنم.
و بعد؟
آسیا را میگیرم.
و پس از آن؟
تا هند پیش میروم.
کینیاس دوباره پرسید: وقتی همهٔ این سرزمینها را فتح کردی، چه خواهی کرد؟
پادشاه پاسخ داد: آنوقت آسوده مینشینم و استراحت میکنم.
کینیاس پرسید:
پس چرا همین حالا استراحت نمیکنی؟
قرنها بعد، سیمون دو بووار، فیلسوف فرانسوی، در کتاب «پیروس و کینیاس» این داستان را بازگو کرد تا به پرسشی عمیقتر برسد:
اصلاً چرا زندگی میکنیم و برای چه چیزی تلاش میکنیم؟
ما سالها درس میخوانیم تا شغلی پیدا کنیم، کار میکنیم تا خانهای بخریم، آرزو میکنیم روزی آسوده شویم و گاهی تمام عمر را به امید روزی میگذرانیم که سرانجام زندگی واقعی آغاز شود.
اما وقتی به خواستهای میرسیم، خواستهای تازه متولد میشود.
آیا این تلاش بیپایان، زندگی را بیمعنا میکند؟
بووار چنین اعتقادی نداشت.
از نگاه او، انسان موجودی نیست که معنای زندگیاش از پیش تعیین شده باشد. ما با انتخابها، تلاشها و کارهایی که انجام میدهیم، به زندگی خود معنا میبخشیم.
هدفها ارزشمندند، اما زندگی تنها رسیدن به مقصد نیست. آنچه در مسیر انجام میدهیم نیز بخشی از معنای بودن ماست.
انسان هرگز نمیتواند همهٔ آینده را پیشبینی کند. ممکن است شکست بخورد، آرزویی را از دست بدهد یا ناچار شود مسیرش را تغییر دهد.
اما همین ناتمام بودن زندگی، امکان آغاز کردن دوباره را به او میدهد.
زندگی نه وعدهٔ خوشبختی همیشگی است و نه مسابقهای که روزی با رسیدن به آخرین آرزو پایان بگیرد.
پس زندگی چیست؟
از نگاه سیمون دو بووار، زندگی فرایندی ناتمام از انتخاب کردن، عمل کردن و آفریدن معناست؛ معنایی که از پیش آماده نیست، بلکه در جریان زیستن و در پیوند با دیگر انسانها ساخته میشود.
و پرسش امشب از شما:
آیا در حال زندگی کردن هستید، یا زندگی را به روزی موکول کردهاید که سرانجام به تمام آرزوهایتان برسید؟