Night 17هزار و یک شبA Thousand and One Nights
What Is Life Night 17
اگر به شما بگویند تنها چند دقیقه از زندگیتان باقی مانده، در آن لحظات به چه فکر میکنید؟ به آرزوهایی که نرسیدهاید؟ آدمهایی که دوستشان دارید؟ یا روزهایی که قدرشان را ندانستید؟
- 2 min read
نویسنده و اندیشمند روس
اگر به شما بگویند تنها چند دقیقه از زندگیتان باقی مانده، در آن لحظات به چه فکر میکنید؟ به آرزوهایی که نرسیدهاید؟ آدمهایی که دوستشان دارید؟ یا روزهایی که قدرشان را ندانستید؟
۲۲ دسامبر ۱۸۴۹، در سرمای سنپترزبورگ، چند زندانی را برای اعدام به میدان آوردند. یکی از آنها جوانی بیستوهشتساله به نام فئودور داستایفسکی بود.
سه نفر نخست را به تیرکها بستند. داستایفسکی نفر ششم بود و باید در گروه دوم اعدام میشد.
در آن لحظه، زندگی معنای دیگری پیدا کرد. به برادرش فکر کرد، به عزیزانش، به تمام فرصتهایی که شاید دیگر هرگز تکرار نمیشدند.
ناگهان فرمان توقف رسید.
حکم اعدام لغو شده بود.
او بعدها در نامهای به برادرش نوشت که تصور میکرد تنها یک دقیقه دیگر زنده خواهد بود.
داستایفسکی زنده ماند، اما آزادی در انتظارش نبود. چهار سال کار اجباری در سیبری و سپس خدمت سربازی، جایگزین حکم مرگ شده بود.
همان روز در نامهای به برادرش نوشت که زندگی در درون ماست، نه در شرایط بیرونی؛ و مهم این است که انسان، میان تمام مصیبتها، انسان باقی بماند.
کسی که از مرگ بازگشته بود، اکنون حتی زندان و رنج را فرصتی برای ادامهٔ زندگی میدید.
اما زندان آسان نبود. داستایفسکی سالهایی دشوار را میان محرومیت، بیماری و محکومان دیگر گذراند. آنجا با انسانهایی روبهرو شد که گاه مرتکب جنایت شده بودند، اما هنوز نشانههایی از محبت و انسانیت در وجودشان دیده میشد.
این تجربه بعدها در داستانهایش جان گرفت.
در «جنایت و مکافات»، راسکولنیکف پس از ارتکاب قتل، درمییابد که هیچ استدلالی نمیتواند وجدان انسان را برای همیشه خاموش کند.
در «برادران کارامازوف»، پرسش از رنج، ایمان، آزادی و مسئولیت انسان به قلب داستان راه مییابد.
داستایفسکی پاسخ سادهای برای همهٔ رنجهای بشر نداشت؛ اما باور داشت که انسان را نباید تنها با بدترین اشتباهش تعریف کرد.
پس زندگی چیست؟
از نگاه داستایفسکی، میتوان چنین پاسخ داد:
زندگی فرصتی است برای انسان ماندن؛ برای دوست داشتن، پذیرفتن مسئولیت انتخابها و یافتن راهی به سوی رستگاری است. زندگی بیرنج نیست، اما حتی در تاریکترین لحظههای آن نیز امکان دگرگون شدن، امید ورزیدن و دوباره آغاز کردن وجود دارد.
و پرسش امشب از شما:
اگر امروز آخرین روز زندگیتان بود، حسرت کدام آرزوی ناتمام، عشق ابرازنشده یا فرصت ازدسترفته را با خود میبردید؟